یزدان پرست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یزدان پرست . [ ی َ پ َ رَ ] (نف مرکب ) خداپرست . (ناظم الاطباء). پرستنده ٔ یزدان . (آنندراج ). موحد. خداپرست . عابد. که به عبادت خدا بپردازد. که پرستش خدا پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف ) : کسی کو بود پاک و یزدان پرست نیازد به کردار بد هیچ دست . فردوسی . به چیز کسان کس میازید دست هر آن کس که او هست یزدان پرست . فردوسی . چنین گفت کاین نامه سوی مهست سرافراز پرویز یزدان پرست . فردوسی . به خوان و نبید و شکار و نشست همی بود با شاه یزدان پرست . فردوسی . زن فرخ و پاک و یزدان پرست دگر باره بر گاو مالید دست . فردوسی . ز چیز کسان دور دارید دست بی آزار باشید و یزدان پرست . فردوسی . چنان بود یزدان پرست و درست که هرگز به خستن دل کس نجست . اسدی . دگر ره سپهبد یل چیره دست بپرسید کای پیر یزدان پرست . اسدی . ردی دانش آرای و یزدان پرست زمین حلم و دریادل و راددست . اسدی . خردمند بد پیر و یزدان پرست جوان گرد و خوشخوی و بخشنده دست . اسدی . چو گنجینه ٔ غارش آمد به دست هراسنده شد مرد یزدان پرست . نظامی .