یرغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یرغ . [ ی َ رَ ] (ترکی، اِ) به معنی یراغ است که اسب سواری کرده شده و آزموده باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). یرق . یراغ . سوغانی .اسب آزموده ٔ ایلغاری . (یادداشت مؤلف ) : شتابنده را اسب صحراخرام یرغ داده به زانکه باشد جمام . نظامی . و رجوع به یراق شود. ◄ اتفاق و اجتماع و مصلحت . (ناظم الاطباء).