یاقوت حموی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یاقوت حموی . [ ت ِ ح َ م َ ] (اِخ ) رومی الجنس حموی المولد بغدادی الدار ملقب به شهاب الدین، ولادت او به بلاد روم بود و در خردی از مولد خود به اسارت رفت و در بغداد مرد. تاجرپیشه ای موسوم به عسکربن ابی نصر حموی او را بخرید ووی را به مکتب فرستاد تا پس از فراگرفتن خواندن و نوشتن در ضبط کارهای بازرگانی خویش از وی سودمند شود چه خداوند او عسکر خطی نیکو داشت و بجز امور بازرگانی چیزی نمی دانست . وی در بغداد سکونت داشت و در آنجا زن گرفت و فرزندانی چند بیاورد. چون یاقوت بزرگ شد به نحو و لغت تا حدی آشنا شده بود و خداوندش او را به سفر کردن مشغول ساخت و وی به کیش و عمان و آن نواحی رفت و آمد میکرد و به شام بازمیگشت . سپس میان یاقوت و خداوند او ناسازگاری رخ داد که آزادی او را ایجاب کرد و یاقوت را از وی دور ساخت و این حادثه به سال ٥٩٦ هَ . ق . بوده است . آنگاه برای کسب معاش به استنساخ کتب پرداخت و از اینرو فواید بسیاری هم از مطالعه ٔ کتب برداشت . سپس سفر کرد و ضمن کارهای بازرگانی کتاب هم خرید و فروش میکرد. یاقوت بسبب مطالعه ٔ بعضی از کتب خوارج نسبت به علی بن ابیطالب کینه ٔ تعصب آمیزی داشت و از خواندن این گونه کتب در ذهن او مطالب بسیاری نقش بسته بود. وی به سال ٦١٣ هَ . ق . به دمشق رفت و در بعضی بازارهای آن شهر ببازرگانی پرداخت و در آنجا با کسانی که به دوستی علی تعصب داشتند مناظره کرد و میان او و یاران علی سخنانی رد و بدل شد در نتیجه در باره ٔ علی گفته های ناروائی بر زبان آورد و آن مردم را سخت بر ضد او برانگیخت، بدانسان که نزدیک بودوی را بکشند، ولی یاقوت از این ماجرا جان سالم بدر برد و از دمشق بگریخت و هراسان به سوی حلب رفت و از آنجا نیز بیرون شد و به موصل رسید. آنگاه به اربل رهسپار شد و سپس عازم خراسان گردید و آنجا اقامت گزید و در شهرهای آن ناحیه بازرگانی میکرد. و مدتی هم در مرو متوطن شد و به کتابخانه های آن شهر میرفت و استفاده میکرد. سپس به خوارزم متوجه شد و ورود وی بدان شهر به سال ٦١٦ هَ . ق . مصادف با خروج و طغیان تاتار گردید و ناچار از خوارزم هراسان و گریزان آواره شد و در راه رنج و تنگدستی بسیار کشید تا سرانجام به موصل رسید و در آن شهر مدتی اقامت کرد. سپس به سنجار رفت و از آن شهر به حلب سفر کرد و در خارج آن شهر روزگاری بسر برد تا وفات یافت . وی هنگام اقامت در مرو معلومات بسیاری برای کتاب معجم البلدان که مایه ٔ شهرت اوشده است فراهم آورد و آن را در شهر حلب به مساعدت وزیر جمال الدین قفطی به پایان رسانید. یاقوت اندکی پیش از مرگ خود به مقامی رسیده بود که مردم او را میستودند و فضل و ادب او زبانزد همگان بود. از تألیفات اوست : ١- ارشاد الاریب الی معرفة الادیب که به معجم الادباء یا طبقات الادباء معروف است (در کشف الظنون و ابن خلکان آن را به نام ارشاد الالباء الی معرفة الادباء آورده اند). یاقوت در این کتاب اخبار نحویان و لغویان و قراء و علمای اخبار و انساب و نویسندگان و هرکه را در ادب تصنیفی کرده آورده است . پروفسور مارگلیوس استاد دانشگاه آکسفورد به تصحیح و مقابله ٔ آن به خرج اوقاف گیب همت گماشته و در مطبعه ٔ هندیه ٔ قاهره از سال ١٩٠٩ تا پایان سال ١٩١٦ م . در هفت مجلد به چاپ رسیده است . ٢- مراصد الاطلاع فی اسماء الامکنه والبقاع، این کتاب مختصر معجم البلدان است و در فهرست دارالکتب العربیه المحفوظة بالکتبخانه جزء ٥ ص ١٤٦ نوشته شده است، تألیف یاقوت حموی، و در کشف الظنون چ اروپا ج ٥ ص ٦٢٥ پس از ذکر کتاب معجم البلدان یاقوت گوید و مختصرآن را صفی الدین عبدالمؤمن فراهم آورده و به همت پروفسور گوینپول جلد چهارم آن در لیدن (٦٤-١٨٥٠م .) چاپ شده یک جلد آن به سال ١١٦٨ هَ . ق . در ٩٠٠ صفحه در باتاویا بطبع رسیده است . و کتاب موسوم بمراصد الاطلاع فی معرفة الامکنه والبقاع در ایران به سال ١٣١٥ در ٤٢٩ صفحه (چ سنگی ) چاپ شده است . ٣- المشترک وضعاً والمفترق صقعاً (فی البلدان )، این کتاب را پروفسور وستنفلد گوته، بترتیب حروف از معجم البلدان در سال ١٨٤٦ م .در ٣٧٠ صفحه برگزیده است . ٤- معجم البلدان فی معرفة المدن والقری والخراب والعمار والسهل و الوعر فی کل مکان . یاقوت در ٢٠ ماه صفر ٦٢١ هَ . ق . در مرز حلب تألیف آن را به پایان رسانیده و آن را به خزانه ٔ امام الفضلا و سید الوزراء جمال الدین القفطی وزیر حلب هدیه کرده است . این کتاب به اهتمام پروفسور وستنفلد در٦ جلد بزرگ که ششم آن مشتمل بر فهرست اسماء رجال و زنان است که بالغ بر ١٢ هزار نام میشود، در لایپزیک در تاریخ ١٨٦٦ - ١٨٧٣ م . چاپ گردیده است و در مطبعة السعادة مصر در تاریخ ٤- ١٣٢٣ با ذیل به اهتمام السید امین الخانجی طبع شده است و ذیل را به نام «منجم العمران فی المستدرک علی معجم البلدان » موسوم کرده است و در آن کلیه ٔ مطالبی را که درباره ٔ کشورهای اروپا و آمریکا مؤلف نیاورده ذکر کرده است چه این تقسیمات پس از عصر مؤلف پدید آمده و به منابع کتب جغرافیائی جدید استناد کرده است . رجوع به مقدمه ٔ معجم الادباءو معجم المؤلفین جزء ١٣ ص ١٧٨ و شذرات الذهب جزء ٥ ص ١٢١، ١٢٢ و قاموس الاعلام ترکی و معجم المطبوعات ج ٢ ص ١٩٤١ و اعلام زرکلی ج ٣ ص ١١٤٢ و کشف الظنون و وفیات الاعیان ج ٢ ص ٣٤٦ و لسان المیزان ج ٦ ص ٢٣٩ و تاریخ مغول ص ٤١ و ٥١ و ٤٨٠ و ایران باستان پیرنیا ج ١ ص ١٠٦ شود.