گژف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گژف . [ گ َ ] (اِ) قیر باشد و آن صمغی است سیاه که بر درزهای کشتی و جهاز مالند. کزف . ◄ (اِ) سیم سوخته . ◄ سواد زرگری . (برهان ) (آنندراج ). به همه ٔ معانی ظاهراً مصحف «کرف » است . و رجوع به گزف و کشف و کرف شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گژف . [ گ َ ] (اِ) قیر باشد و آن صمغی است سیاه که بر درزهای کشتی و جهاز مالند. کزف . ◄ (اِ) سیم سوخته . ◄ سواد زرگری . (برهان ) (آنندراج ). به همه ٔ معانی ظاهراً مصحف «کرف » است . و رجوع به گزف و کشف و کرف شود.