گوی آغاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوی آغاج . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای دوگانه ٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه . این دهستان در قسمت جنوب خاور بخش واقع گردیده و حدود آن به شرح زیر میباشد: از شمال به دهستان احمدآباد بخش تکاب، از جنوب به دهستان بخش میرانشاه، از خاور به دهستان بخش انگوران، از باختر به دهستان حومه بخش شاهین دژ محدود می شود. در محلی کوهستانی و هوای آن معتدل است و آب مشروب قراء از رودخانه و چشمه سارها و آب برف و باران تأمین میگردد. محصول عمده ٔ آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی است . صادرات آن غلات، پشم و لبنیات است . دهستان گوی آغاج از ٤٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و سکنه ٔ آن در حدود ٨٧٨٠ تن است وقراء مهم آن عبارتند از: قریه ٔ گوی آغاج که مرکز دهستان است و باشیرات، چوپلو، حصار، حمزه، قاسم، سانجود، صفاخانه و خارخار. راه عمده ٔ این دهستان راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ است که از قسمت جنوبی دهستان عبور می کند و موقع خشکی میتوان اتومبیل برد ولی در بارندگی غیرمقدور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گوی آغاج . (اِخ ) دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شهرستان شاهین دژ در شهرستان مراغه . (مرکز دهستان ) واقع در ٤٢هزارگزی جنوب خاوری شاهین دژ و ١٥٠٠ گزی جنوب راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب . در محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سالم و سکنه ٔ آن ٨٩٢ تن است . آب آن ازچشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک است و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).