گوهرپسند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوهرپسند. [ گ َ / گُو هََ پ َ س َ ] (نف مرکب ) کسی که گوهر پسندد. جواهرپسند. گوهرپرست . گوهری : مرا با چنین گوهر ارجمند همی حاجت آید به گوهرپسند. نظامی . چو شه دید در گوهر دلپسند پسندیده شد کار گوهرپسند. نظامی . درآمد به غریدن ابر بلند فروریخت گوهر به گوهرپسند. نظامی .