گوانگله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ لَ یا لِ) (اِ.) تُکمه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ لَ یا لِ) (اِ.) تُکمه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوانگله . [ اَ گ ُ / گ َ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) تکمه و حلقه ای را گویند که بر گریبان پیراهن و غیره دوزند، چه گوبه معنی تکمه و انگله حلقه ای باشد که گوی را در آن اندازند و گاهی آن حلقه را بی گوی هم گوانگله می گویند و همچنین گوی را نیز بی انگله . (برهان ). حلقه ای که دگمه در آن می افتد و نوعاً دگمه ٔ مادگی را گویند و گاه دگمه ٔ تنها و گاه مادگی تنها را هم گویند. (ناظم الاطباء). و رجوع به گوانگل و گوی انگل و گوی انگله شود. ◄ جوزگره را هم گفته اند، و آن نوعی ازگره باشد. ◄ کنایه از آفتاب . (برهان ).