گندمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) نیم فرسخ میانه ٔ مغرب و جنوب قیر است [ از دهات بلوک قیر و کارزین فارس ]. (فارسنامه ٔ ناصری گفتار٢ ص ٢٤٦).
گندمان . [ گ ُ دُ ] (اِخ ) دوازده فرسخ میانه ٔ شمال و مغرب سمیرم است [ از دهات بلوک سرحد شش ناحیه ٔ فارس ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار٢ ص ٢٢١).
گندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔ شهرستان سقّز که در ١٥٠٠٠ گزی جنوب باختری بانه و ٣٠٠٠ گزی آزمرده واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش ٥٠ تن است . آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون، گزانگبین و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).