فرهنگ لغت

گناهکار بودن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

گناه کردن، مرتکب گناه شدن، لغزیدن، ازراه راست منحرف شدن، بدعت کردن، بی‌تقوا بودن، منحرف شدن، خطا کردن تبانی کردن، شریک جرم بودن، همدست مجرم اصلی بودن، ساختن، سازش کردن جنایت کردن، مرتکب جرم شدن، خلاف کردن، خطا کردن، قانون را رعایت (اطاعت) نکردن، قانون را نادیده گرفتن، قانون را شکستن

معنی گناهکار بودن | فرهنگ لغت