گلین گوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلین گوی . [ گ ِ ] (اِ مرکب ) زمین و کره ٔ خاک را گویند. (برهان ). کنایه از کره ٔخاک . (آنندراج ). کنایه از زمین (غیاث ) : چو در خاطر آمد جهانجوی را که در چنبر آرد گلین گوی را. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلین گوی . [ گ ِ ] (اِ مرکب ) زمین و کره ٔ خاک را گویند. (برهان ). کنایه از کره ٔخاک . (آنندراج ). کنایه از زمین (غیاث ) : چو در خاطر آمد جهانجوی را که در چنبر آرد گلین گوی را. نظامی .