گلوی سرخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلوی سرخ . [ گ ُ / گ َ ی ِ س ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرخ روده راگویند و آن محل گذشتن آب و دانه است . (برهان ) (آنندراج ). مری، گلوی سرخ مردم و گوسپند و جز آن و آن سر معده و شکنبه است، چسبیده به حلقوم . (منتهی الارب ).