گلنگبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلنگبین . [ گ ُ ل َ گ ُ / گ َ ] (اِ مرکب ) (از: گل + انگبین ). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ترکیبی باشدمانند گلقند، لیکن تفاوت آن است که گلقند را از گل و قند سازند و گلنگبین . را از گل و انگبین که عسل باشد. (از برهان ). گلنگبین . گل و انگبین، به معنی عسل است چنانکه سکنگبین، سرکه و عسل . (از آنندراج ). گلی که در عسل ممزوج سازند. (الفاظ الادویه ). ترکیبی باشدمانند گلقند، تفاوت آن است که در گلقند گل را با قند ممزوج میسازند و در گلنگبین گل را با انگبین و عسل . (جهانگیری ). گل انگبین . (زمخشری ). برگ گل سوری است در انگبین پرورده مانند گلقند. جلنجبین : گر بر کناره دجله کسی نام او برد آب انگبین ناب شود گل گلنگبین . عماره (از آنندراج ). و چون وی را [ بوزیدان را ] با گلنگبین بخورند نقرس و وجعالمفاصل سرد را سود کند. (الابنیه عن حقایق الادویه ).