گل گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.) آلتی شبیه قیچی که با آن زبانه شمع را میگیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گِ) (اِ.) پوشش آهنی که بالای چرخ اتومبیل و دوچرخه و موتورسیکلت قرار میدهند برای جلوگیری از پاشیده شدن گِل.
(~.) (اِمر.) آلتی شبیه قیچی که با آن زبانه شمع را میگیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل گیر. [ گ ِ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ گل . ◄ (اِ مرکب ) قطعه آهنی محدب که بالای چرخ اتومبیل، دوچرخه و موتوسیکلت قرار دهند بخاطر زدودن گل .
گل گیر. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یک مهد بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز واقع در ٣٥هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ مسجدسلیمان به هفتگل . هوای آن سرد و دارای ١٥٠٠تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و برنج است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن اتومبیل رو است . پاسگاه ژاندارمری دارد و ساکنین از طایفه ٔ هفت لنگ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گل گیر. [ گ ُ ] (اِ مرکب ) مقراضی که گل شمع و چراغ را بدان گیرند. (آنندراج ). مقراضی که با آن گل فتیله ٔ چراغ برند. گاز : خاکساران ز اغنیا محتاج همراهی نیند شمعدان گل کجا دربند گل گیر طلاست . میرزا عبدالغنی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی