گل مهتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل مهتاب . [ گ ُ ل ِ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پارچه های مهتاب که از میان برگ درختان بر زمین می افتد. (غیاث ). لکه ای که در مهتاب از درختان بر زمین افتد. (آنندراج ) : صاف دل را نبود رنگ زوال گل مهتاب نمی گردد خشک . محمداسحاق شوکت (از آنندراج ). از رنگ بناگوش تو چون خون نخورد [ کذا ] می روشن که به روی گل مهتاب نخورد. محمداسحاق شوکت (از آنندراج ). ◄ نام گلی است که آنرا به هندی چاندنی گویند. (غیاث ) (آنندراج ). چاندنی ترجمه مهتاب است پس گل مهتاب بدین معنی فارسی شناخته اهل هند باشد از عالم گل کوزه و گل صدبرگ و گل اورنگ . (آنندراج ).