گل سرخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل سرخ . [ گ ُ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دوآب بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع در ٢٩هزارگزی شمال باختراردل و ٢٢هزارگزی راه عمومی . هوای آن معتدل و دارای ١٢٧ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، کتیرا، پشم و روغن است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
گل سرخ . [ گ ِ س ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بکش بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع در ١٥٠٠٠ گزی جنوب فهلیان و ٣٠٠٠ گزی راه شوسه ٔ کازرون به فهلیان . دارای ٤٧ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
گل سرخ . [ گ ِ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حمدادی بخش لنگه ٔ شهرستان لار واقع در ١٢٥٠٠گزی شمال باختر لنگه و شمال کوه چیرو. هوای آن معتدل و دارای ٥٢ تن سکنه است . آب آن از چاه و باران و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).