گزباز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزباز. [ گ َ ] (نف مرکب ) آنکه به گز رقاصی کند. (آنندراج ) : چو رقاص گزباز آید ببزم کند دف به اقبال آهنگ جزم . ملاطغرا (از آنندراج ). رجوع به گزبازی شود.
گزباز. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، واقع در ٢١ هزارگزی شمال کدکن و یکهزار گزی خاور کال چغوکی . هوای آن معتدل و دارای ١٢ تن سکنه است .آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، پنبه، تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).