فرهنگ لغت

گریه زده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گریه زده . [ گ ِرْ ی َ / ی ِ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) گریسته . به گریه افتاده : شمع ار چه بگریه جانگدازی میکرد گریه زده خنده مجازی میکرد. سعدی (رباعیات ).

معنی گریه زده | فرهنگ لغت