فرهنگ لغت

گروگو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گروگو. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در ٣٦ هزارگزی شمال بیرجند. هوای آن معتدل و دارای ١٥ تن سکنه است . آب آنجا ازقنات تأمین میشود. محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).

معنی گروگو | فرهنگ لغت