گران خسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران خسب . [ گ ِ خ ُ ] (نف مرکب ) دیر بخواب رو. دیررونده به خواب : صبح گران خسب سبک خیز شد دشنه به دست از پی خونریز شد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران خسب . [ گ ِ خ ُ ] (نف مرکب ) دیر بخواب رو. دیررونده به خواب : صبح گران خسب سبک خیز شد دشنه به دست از پی خونریز شد. نظامی .