گدمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گدمن . [ گ َ م َ ] (هزوارش، اِ) هزوارش گدمن، پهلوی خره، فره . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بلغت ژند و پاژند بمعنی نور باشد که روشنایی معنوی است . (برهان ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گدمن . [ گ َ م َ ] (هزوارش، اِ) هزوارش گدمن، پهلوی خره، فره . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بلغت ژند و پاژند بمعنی نور باشد که روشنایی معنوی است . (برهان ) (آنندراج ).