گاپاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاپاره . [ رَ / رِ ] (اِ) غار. (شعوری ). رجوع به گاباره شود. ◄ (اِ مرکب ) گله ٔ گاو. (جهانگیری ) (شعوری ) : چو شب شد دید گاپاره در آنجا مگر جائی بده گاپاره ده را (!) شعوری . رجوع به گاباره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاپاره . [ رَ / رِ ] (اِ) غار. (شعوری ). رجوع به گاباره شود. ◄ (اِ مرکب ) گله ٔ گاو. (جهانگیری ) (شعوری ) : چو شب شد دید گاپاره در آنجا مگر جائی بده گاپاره ده را (!) شعوری . رجوع به گاباره شود.