گاودوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاودوش . (اِ مرکب ) ظرفی باشد سر آن گشاده و بُن آن تنگ که شیر گاومیش و گاو در آن دوشند و آن را به عربی علبه و محلب خوانند. و طغار دیواره ٔ بلندی را نیز گفته اند که لوله یا ناوی مانند جرغتو داشته باشد . گاودوشه . (برهان ). ظرفی است که آنرا دوشه نیز گفته اند. (آنندراج ). آنین، گویس، گاویش، گویشه، تغار، گویسه، شیردوشه، گودوش : وی گفت بخنده اشرف خورازن ای لاک دهانت گاودوش کس من بسیار بگاه خنده مگشای دهن بی تیغ مبادا سرت افتد از تن . ؟ (از جهانگیری ). ◄ (نف مرکب ) دوشنده ٔ گاو. آنکه گاو دوشد.