کژین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) (اِمر.) جامهای که درون آن را با ابریشم میانباشتند و روز جنگ میپوشیدند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) (اِمر.) جامهای که درون آن را با ابریشم میانباشتند و روز جنگ میپوشیدند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کژین . [ ک َ ] (ص نسبی ) (از: کژ = کج، ابریشم کم بها+ین، پسوند نسبت ) کجین . از کژ. از نوع فرومایه ٔ ابریشم : رخوتی که بودند ابریشمین چه از پنبه و از کتان و کژین . نظام قاری (دیوان البسه ص ١٧٤). چو خاتونیی بود ابریشمین چو چتری و فوتک کلی و کژین . نظام قاری (دیوان البسه ص ١٨٢). رجوع به کژ شود. ◄ (اِ) به معنی برگستوان است و آن جامه ای باشد که در روز جنگ پوشند و بر اسب نیز پوشانند. (برهان ). کژیم . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برگستوان . (ناظم الاطباء). کجین . کجیم . رجوع به کژ شود.