کوچگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوچگاه . (اِ مرکب ) جایی که از آنجا بیشتر کوچ کنند.(آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). جای کوچ و رحلت . (ناظم الاطباء). کوچگه . (فرهنگ فارسی معین ) : ولایت بین که ما را کوچگاه است ولایت نیست این زندان و چاه است . نظامی . از آن کوچگه رخت پرداختند سوی کوچگاهی دگر تاختند. نظامی . نمودند منزل شناسان راه که چون شه کند کوچ از این کوچگاه . نظامی . و رجوع به کوچگه شود. ◄ لشکرگاه . (ناظم الاطباء) : درای شتر خاست از کوچگاه سرآهنگ لشکر درآمد به راه . نظامی . دگر مابقی را ز گنج و سپاه یله کرد و بگذشت از آن کوچگاه . نظامی . ◄ هنگام کوچ و رحلت . (ناظم الاطباء). زمان کوچ کردن . زمان رحلت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کنایه از دنیا. (ناظم الاطباء).