کولنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ) (ص.) هیز، مخنث.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ) (ص.) هیز، مخنث.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کولنگ . [ ل َ ] (ص ) با ثانی مجهول، حیز و مخنث و پشت پایی را گویند. (از برهان ). به واو مجهول، به معنی هیز و مخنث و مأبون . (آنندراج ). حیز و مخنث . (فرهنگ رشیدی ). حیز و مخنث و مأبون . (ناظم الاطباء). مخنث . هیز. پشت پایی . امرد. (فرهنگ فارسی معین ) : آن مرد مردگای که کولنگ کنگ را در حین فروبرد به کلیدان کون مدنگ کولنگ پیش او چون نهد سینه بر زمین فریاد و نعره دارد چون بر هوا کلنگ . سوزنی (از فرهنگ رشیدی ). شید کافی سهمگین کولنگ بی هنجار شد بر ره هموار او خس رست و ناهموار شد. سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).