کورکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورکه . [ ک َ ] (ترکی، اِ) طبل بزرگ . (فرهنگ فارسی معین ) : بعد از آن کورکه را پاره ساختند. (ظفرنامه ٔ یزدی، فرهنگ فارسی معین ). و فغان کورکه و نفیر به اوج اثیر رسید. (حبیب السیر، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کورگه، کورکا و کورگا شود.