کورچشمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورچشمه . [ چ ِ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان افشاریه که در بخش آوج شهرستان قزوین واقع است و ١٥٧ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
کورچشمه . [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ] (اِ مرکب ) پارچه ٔ بسیار ریزباف که تار و پود آن نیک فشرده و تنگ و درهم باشد. رجوع به کور چشم شود. - کورچشمه حریر ؛ پارچه ٔ ابریشمی بسیار ریزبافت که تار و پود آن نیک فشرده و تنگ و درهم باشد : کژ آکندی از کورچشمه حریر بپوشید و فارغ شد از تیغ و تیر. نظامی . رجوع به کورچشم شود.