کهن سالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن سالی . [ ک ُ هََ / هَُ ] (حامص مرکب ) عمر بسیار و پیری . (ناظم الاطباء). عمر بسیار داشتن . سالخوردگی . معمری . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن سالی . [ ک ُ هََ / هَُ ] (حامص مرکب ) عمر بسیار و پیری . (ناظم الاطباء). عمر بسیار داشتن . سالخوردگی . معمری . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی