کهن دژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن دژ. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ] (اِ مرکب ) به معنی شهر و قلعه ٔ کهن است، قهندز و قندز معرب و مخفف آن و در هرولایت بالنسبه قلعه ای قدیم بوده و خواهد بود، منحصر به بدخشان یا ترکستان نمی باشد چنانکه مرقوم شده است .(انجمن آرا) (آنندراج ). کهن دز. قهندز معرب آن . قندز معرب و مخفف آن . قلعه ٔ قدیم . حصار کهن . غالب شهرهای ایران در قدیم کهن دژی داشته اند. (فرهنگ فارسی معین ).اسم عام است به معنی قلعه ٔ قدیم (معرب آن قهندز و مخفف آن قندز). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : همی تاخت پیش کهندژ رسید به ره بر بسی کشته و خسته دید. فردوسی . همی آمداز دشت نخجیرگاه عنان تافته ست از کهندژ به راه . فردوسی . کهن دژ به شهر نشابور کرد که گویند با داد شاپور کرد. فردوسی . رجوع به کهندز شود.
کهن دژ. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ] (اِخ ) قریه ای است در ١٢٧ هزارگزی تهران میان زیاران و قزوین و آنجا ایستگاه راه آهن است . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کهن دژ. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ] (اِخ ) نام چند قلعه و شهر قدیم از جمله نیشابور. (فرهنگ فارسی معین ).