کهن دوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن دوزی . [ ک ُ هََ / هَُ ] (حامص مرکب )رقعه زدن بر جامه های کهن . وصله زدن بر لباسهای مندرس و ژنده . تعمیر کردن جامه های کهنه . کهنه دوزی . مقابل نودوزی . به مجاز، کهن گرائی . کهنه پرستی : تا توانم چو باد نوروزی نکنم دعوی کهن دوزی . نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ٨٣).