کهتری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهتری کردن .[ ک ِ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بندگی و چاکری کردن . اطاعت و فرمانبرداری کردن . خدمتگزاری کردن : چو خواهی که فردا کنی مهتری مکن دشمن خویش را کهتری . سعدی (بوستان ). رجوع به کهتری شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهتری کردن .[ ک ِ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بندگی و چاکری کردن . اطاعت و فرمانبرداری کردن . خدمتگزاری کردن : چو خواهی که فردا کنی مهتری مکن دشمن خویش را کهتری . سعدی (بوستان ). رجوع به کهتری شود.