کهترنوازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهترنوازی . [ ک ِ ت َ ن َ ] (حامص مرکب ) کهترپروری . زیردست نوازی . بنده پروری . حالت و عمل کهترنواز : کند کهتری آرزو مهتران را که او رای دارد به کهترنوازی . سوزنی . رجوع به کهترنواز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهترنوازی . [ ک ِ ت َ ن َ ] (حامص مرکب ) کهترپروری . زیردست نوازی . بنده پروری . حالت و عمل کهترنواز : کند کهتری آرزو مهتران را که او رای دارد به کهترنوازی . سوزنی . رجوع به کهترنواز شود.