کنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) فتیلة چراغ، پلیته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) [ ع. ] (اِ.) حقیقت، باطن، پایان هر چیز.
(~.) (اِ.) فتیله چراغ، پلیته.
(کُ نَّ یا نُِ) [ ع. کنه ] (اِ.) سایبان بالای در.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنة. [ ک ُن ْ ن َ ] (ع اِ) کنه . سایبان . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پیچه یعنی پوشش بالای در خانه یا سایبان بالای در. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خانه ٔ خرد اندرون خانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ چوبی باشد پهنا که هر دو طرف آن در دیوار کرده بر آن متاع خانه نهند. ج، کُنّات . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رف ّ. ج، کِنان . کنات . (از اقرب الموارد).
کنة. [ ک ِن ْ ن َ ] (ع اِ) کِن ّ. پوشش هر چیزی و پرده ٔ آن . ج، اَکنان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). هر چیزی که بدان چیزی رانگاه دارند و هر چه بدان چیزی را بپوشانند و پرده وچتر و سایبان . (ناظم الاطباء). ◄ سرای و خانه . (از منتهی الارب ). ◄ سپیدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کنة. [ ک َن ْ ن َ ] (ع اِ) زن پسر یا زن برادر. ج، کَنائِن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از دهار) (مهذب الاسماء).
مترادف و متضاد واژهدان
اساس، اصل، پایه، جوهر، ذات ته، ژرفا، عمق
واژگان فارسی سره واژهدان
سرشت، جم