کنترل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ تُ رُ) [ فر. ] (اِ.) جستجو، تفتیش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ تُ رُ) [ فر. ] (اِ.) جستجو، تفتیش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنترل . [ ک ُ رُ / ک ُ ت ُ رُ ] (فرانسوی، اِ) وارسی . بازبین . (فرهنگستان ). وارسی . بازرسی . تفتیش : کنترل بلیطها. (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
بازدید، بازرسی، تفتیش، وارسی نظارت سانسور مهار
واژگان فارسی سره واژهدان
وارسی، مهار، سرپرستی، رهبری، راهوری، در شمارآوردن، بازرسی، بازبینی