فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۹۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زلف تو که نیست در درازی همتاش بگذشت ز حد سیاه کاری باماش دارد سر آن که سر زمن بر تابد ور چون قد تو سیم کنم هم بالایش

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۹۳ | فرهنگ لغت