کلونده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ وَ دَ یا دِ) (اِ.) = کلوند: خیار بزرگ و باریک و دراز، شنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ وَ دَ یا دِ) (اِ.) = کلوند: خیار بزرگ و باریک و دراز، شنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلونده . [ ک َل ْ وَ دَ / دِ ] (اِ) مطلق خیاررا گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به کلوند شود. ◄ نوعی از خیار هم هست که آن کوچک و باریک می باشد و آن را به هندی ککری خوانند و بعضی گویند کلونده خیار بزرگی است که آن را به جهت تخم نگاه دارند. (برهان ) (آنندراج ). خیار بزرگ و باریک و دراز. شنگ . (فرهنگ فارسی معین ) : میل کلونده که دارد که مبارک بادش بخت فیروز که افتاد زغیبش به کنار. بسحاق اطعمه . داروغه هندوانه و سرده خیار سبز کلونده شدمحصل و بدران گزیر گشت . بسحاق اطعمه . ◄ خربزه ٔ نارسیده را هم می گویند که کالک باشد. (برهان ) (آنندراج ). کالک و خربزه ٔ نارس . (ناظم الاطباء).