کلوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ وَ) (اِ.)<BR>۱- دستبند و مرسله از گردو و انجیر و غیره.<BR>۲- خیار و بادرنگ و انجیر، گردو و خرمای خشک به رشته کشیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ وَ) (اِ.) ۱- دستبند و مرسله از گردو و انجیر و غیره. ۲- خیار و بادرنگ و انجیر، گردو و خرمای خشک به رشته کشیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلوند.[ ک َل ْ وَ ] (اِ) نوعی از خیار بادرنگ . (از برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). در کردی کلند، به معنی کدو. و کولوندیر، کدوی غلیانی . (از حاشیه برهان چ معین ). ◄ آنچه مانند تسبیح از انجیر و قیسی و گردکان و خرمای خشک بر رشته کشیده باشند و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). مرسله باشد از جوز و انجیر و مانند آن . (صحاح الفرس ). ریسه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : خواجه ٔ ما ز بهر گنده پسر کرد از خایه ٔ شتر کلوند. طیان (از صحاح الفرس ).
کلوند. [ ک َل ْ وَ ] (اِخ ) نام کوهی است و عربان کوه را جبل خوانند. (برهان ) (آنندراج ). نام کوهی . (ناظم الاطباء).