کلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ لَ) (اِ.) منقار مرغان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ لَ) (اِ.) منقار مرغان.
(کَ) [ ع. ] (اِ.) سگ. ج. کلاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلب . [ ک َ ل ِ ] (ع ص ) کلب کلب [ ک َ ب ُن ْ ک َ ل ِ ]، سگ دیوانه و گزنده . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از غیاث ). سگ هار و گزنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به نشوء اللغه ص ١٧ شود. ◄ رجل کلب ؛ مرد دیوانه از گزیدن سگ دیوانه . ج، کلبی [ک َ با ] . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
کلب . [ ک َ ل ُ] (اِ) در هندی نام یک شبانروز برهمنی باشد و آن هزار سال است از طبیعت کل و تمام آن سی وشش شبانروز است . (برهان ) (آنندراج ). کلپ ... سانسکریت کلپا . مخفی نماند که صاحب برهان لفظ کلپ هندی بمعنی یک شبانروز برهمنی که هزار سال باشد و تمام آن سی وشش شبانروز است نوشته و این خطای فاحش است چه در اکثر کتب معتبر علمی هند کلپ بفتح کاف تازی و بای فارسی در آخر بمعنی یک روز برهما نوشته است که ٤٣٢٠٠٠٠٠٠٠ سال طبیعی باشد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به کلپ و تحقیق ماللهند ص ٨٣ و ٣٥٥ شود.
کلب . [ ک َ ل َ ] (اِ) گرد بر گرد دهان . (برهان ) (آنندراج ). گرداگرد دهان . (ناظم الاطباء). گرد بر گرد دهن . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٣١) (اوبهی ). گرداگرد دهان . گرد بر گرد دهان . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : خشک شد کلب سگ و بتفوز سگ آنچنان کورا نجنبد هیچ رگ . رودکی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ منقار مرغان را نیز گفته اند. و به این معنی با بای پارسی (کلپ ) هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). منقار مرغ . (ناظم الاطباء) : هر مرغی که راست کلب است دانه خوار. (التفهیم بیرونی ). کژ کلبان چون باشه و کرکس . (التفهیم ایضاً). و رجوع به کلفت و کلپ و شند و منقار شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
سگ