کسیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کسیس . [ ک َ ] (اِ) دارویی باشد که به سبب آن جوهر فولاد ظاهر گردد. (برهان ). دارویی که بدان تاب می دهند فولاد را. (ناظم الاطباء). زاگ زرد که چون در آتش اندازند و بعد از آن بسایند و بر پولاد مالند جوهر پیدا آید. (فرهنگ رشیدی ).
کسیس . [ ک َ ] (ع اِ) نبیذ خرما. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گوشت که برسنگ تفسان خشک کنند و بکوبند از جهت زاد سفر. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ نان شکسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شراب . ◄ ارزن . (ناظم الاطباء).