کریچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریچه . [ ک ُ چ َ ] (اِخ ) تیره ای از شعبه ٔ شیبانی ایل عرب از ایلات خمسه ٔ فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ٨٧).
کریچه . [ ک ُ / ک َ چ َ / چ ِ ] (اِ) کریجه . کریچ . کریج . خانه ٔ کوچک را گویند مطلقاً. (برهان ) : که چو شه بر شکار کرد آهنگ راند مرکب بدین کریچه ٔ تنگ . نظامی . داشت لقمان یکی کریچه ٔ تنگ چون گلوگاه نای و سینه ٔ چنگ . سنائی . ◄ خانه ای که دهقانان از چوب و علف در کنار زراعت سازند. (برهان ). رجوع به کریج و کریچ شود. ◄ بمعنی حفره و مغاک است . چاله . کریشک . (یادداشت مؤلف ).