کریچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) (اِ.) = کریج. کریچه. کرچه. کریز. گریزه. کریغ: پر ریختن پرندگان خصوصاً چرغ و باز و شاهین و مانند آن ها؛ تولک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) (اِ.) = کریج. کریچه. کرچه. کریز. گریزه. کریغ: پر ریختن پرندگان خصوصاً چرغ و باز و شاهین و مانند آن ها؛ تولک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریچ . [ک ُ ] (اِ) کریج . کریچه . کرچه . کریز. کریزه . کریغ. تولک . پر ریختن پرندگان خصوصاً چرغ و باز و شاهین و مانند آنها. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کریز شود.
کریچ . [ ک َ / ک ُ ] (اِ) کریج . کریجه . خانه ٔ کوچک مطلقاً. ◄ خانه ٔ کوچکی که از نی و علف سازند مانند اطاقک دهقانان در کنار مزرعه و فالیز. (فرهنگ فارسی معین ) : همه عالم چو باغ و بستان است این کریچت بتر ز زندان است . سنائی (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ تالاری که بر بالای خرمن غله ٔ ناکوفته سازند تا باران آن را ضایع نسازد. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کریج، کریجه و کریچه شود.