کریبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریبان . [ ک َ ] (اِ) ابوحاتم گوید که کریبان فارسی جِرِبّان است، بمعنی درع و جیب . (از المعرب جوالیقی ص ٩٩). مأخوذ از گریبان است . رجوع به گریبان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریبان . [ ک َ ] (اِ) ابوحاتم گوید که کریبان فارسی جِرِبّان است، بمعنی درع و جیب . (از المعرب جوالیقی ص ٩٩). مأخوذ از گریبان است . رجوع به گریبان شود.