کریان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریان . [ ک َرْ ] (ع ص ) خوابنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کَری ّ. خواب آلود وپینکی زننده را گویند. (برهان ). ◄ دونده .(منتهی الارب ) (آنندراج ). کَری ّ. رجوع به کری شود.
کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های طبرش است . (تاریخ قم ص ١٣٩).
کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های وازکرود است به ناحیه ٔ قم . (تاریخ قم ص ١٣٧).