کروک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کروک . [ ک ُ ] (اِ) سقف درشکه و کالسکه و امثال آن که باز و بسته شود.قسمت فوقانی درشکه و کالسکه . (یادداشت بخط مؤلف ). روسی است بمعنی سقف درشکه و اتومبیل که بتوان جمع کرد و گسترد. این کلمه در ترکی بمعنی دم آهنگری است .
کروک . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس . کوهستانی و معتدل است و ٢٩٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
کروک . [ ] (اِخ ) دهی است در مغرب ده نو از نواحی چهارجوی . (فارسنامه ٔ ناصری ).