کرنجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرنجو. [ ک َ رَ ] (اِ) مرض کابوس است . (آنندراج ) (انجمن آرا). بمعنی کابوس است و آن سنگینیی باشد که در خواب بر مردم افتد. (برهان ). گرانی باشد که در خواب بر مردم افتد و آن را بتازی کابوس خوانند و به فارسی عبدالجنگ خوانند. (فرهنگ اوبهی ). فربخک . (جهانگیری ). سودائی و ثقلی است که در خواب بر مردم افتد. (یادداشت مؤلف ) : ز ناگه بار پیری بر من افتاد چو بر خفته فتد ناگه کرنجو. فرالاوی . رجوع به کابوس شود.
کرنجو. [ ] (اِ) اسم هندی اکتمکت است . کرنج . کرنجوا. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به کرنجوا شود.