کرشمه کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرشمه کن . [ ک ِ رِ م َ / م ِ ک ُ ] (نف مرکب ) کرشمه کننده . غمزه کننده . آنکه کرشمه بکار برد. (فرهنگ فارسی معین ) : نر و ماده (کبوتران ) کاوان ابر یکدگر به کشی کرشمه کن و جلوه گر. (گرشاسب نامه . از فرهنگ فارسی معین ).