کدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدن . [ ک َ ] (ع مص ) منطقه کردن جامه را و بستن آن . (منتهی الارب ). مانند کمربند بر کمر بستن جامه را. (از ناظم الاطباء).
کدن . [ ک ِ / ک َ ] (ع اِ) جامه ای است که از آن پرده سازند یا نهالین که در هودج زیر خود گسترد زن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ هوده و مانند آن که زنان بر وی سوار شوند. (منتهی الارب ). مرکبی برای زنان . (از اقرب الموارد). ◄ پالان .(منتهی الارب ). رحل . (از اقرب الموارد). ◄ هاون چرمین و آن از پوست پایچه ای است دباغت کرده که در آن ادویه و جز آن کوبند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، کُدون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
کدن . [ ک َ دَ ] (ع ص ) تیره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کدر. (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) تیرگی و کدورت . (ناظم الاطباء).