کدامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کدامی . [ ک ِ ] (اِ) سنگی باشد سبز تیره رنگ و آن در سواحل بحور بهم می رسد و خفیف و درشت می باشد. ارباب صنعت آن را بر قلعی طرح کنند. (برهان ) (آنندراج ).
کدامی . [ ک ُ ] (ص نسبی، ضمیر) صفت تعیین عددی یعنی چندمی و این صفت را در صورتی که چند چیز و یا چند کس موجود باشد و مقصود غیر معلوم بود بطور استفهام بکار برند. (ناظم الاطباء). و رجوع به کدامین شود.
کدامی . [ ک ُ ] (حامص ) کدام بودن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول منطق ابن سینا کدامی را بجای «ای شی ٔ» و «ای ّ» بکار برده و گوید مطلب «ای ّ» و آن از کدامی پرسد. (دانشنامه ص ٦٣) : و چون نتوانی او را (ذات را) موجود پنداشتن تا بر آن حال بود مگر که کدامیش بجویی آن جنس بودچون شمار. (دانشنامه ٔ الهی از فرهنگ فارسی معین ).