کحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کحی . [ ک َح ْی ْ ] (ع مص ) تباه کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ فاسد شدن . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کحی . [ ک َح ْی ْ ] (ع مص ) تباه کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ فاسد شدن . (از اقرب الموارد).