کحط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کحط. [ ک َ ] (ع اِ) خشک سال . لغة فی القحط فصیحة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کحط. [ ک َ ] (ع مص ) خشک شدن و بازایستادن باران و خشکسال شدن . (ناظم الاطباء). لغت فصیحی است در قحط. (از اقرب الموارد). رجوع به قحط شود.